انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
knife
چاقو به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- چاقو
- کارد
- دشنه
معنی و کاربرد
چاقو
noun — اسمEnglish meaningA cutting instrument with a blade and a handle.
وسیله برنده برای بریدن
He cut the meat with a sharp knife.
او گوشت را با چاقوی تیزی برید.
Put the knife on the table.
چاقو را روی میز بگذار.
شکلهای واژه
- plural
- knives
هممعنیها (انگلیسی)
- blade
- cutter
ترکیبهای رایج
- sharp knife
- kitchen knife
- knife and fork
یادداشت کاربرد
چاقو از ابزارهای برنده دستی است.