انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
labor
کارگری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کارگری
معنی و کاربرد
کارگری
noun — اسمEnglish meaningWork, especially physical work done for wages; the workforce.
کار و زحمت کارگران
The factory depends on cheap labor.
کارخانه به کارگری ارزان وابسته است.
Labor costs have risen.
هزینههای کارگری بالا رفته است.
هممعنیها (انگلیسی)
- labor
- work
- workforce
متضادها (انگلیسی)
- management
ترکیبهای رایج
- labor force
- manual labor