انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
lackluster
بیفروغ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیفروغ
- کمفروغ
معنی و کاربرد
بیفروغ
adjective — صفتEnglish meaningLacking brightness, vitality, or enthusiasm; dull.
بدون درخشش و سرزندگی؛ کدر
The performance was lackluster.
اجرا بیفروغ بود.
His lackluster reply disappointed us.
پاسخ بیفروغ او ما را ناامید کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- dull
- lacklustre
متضادها (انگلیسی)
- brilliant
- vibrant
ترکیبهای رایج
- lackluster performance