انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
lame
لنگ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- لنگ
- شل
- چلاق
معنی و کاربرد
لنگ
adjective — صفتEnglish meaningUnable to walk normally because of injury or illness.
کسی که بهدرستی نمیتواند راه برود
The lame horse could not run.
اسب لنگ نمیتوانست بدود.
He walked with a lame leg.
او با پای لنگ راه میرفت.
هممعنیها (انگلیسی)
- crippled
- limping
- disabled
ترکیبهای رایج
- lame excuse
واژههای مرتبط
- limping