پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

lasting

پاینده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پاینده
  • ماندگار
  • دیرپا

معنی و کاربرد

  1. پاینده

    adjective — صفت
    English meaning

    Enduring or able to last for a long time.

    ماندنی و دیرپا

    • They built a lasting friendship.

      آن‌ها دوستی‌ای پاینده ساختند.

    • The treaty brought a lasting peace.

      پیمان صلحی پاینده به ارمغان آورد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • enduring
  • durable
  • permanent

متضادها (انگلیسی)

  • temporary
  • fleeting

ترکیب‌های رایج

  • lasting peace
  • a lasting friendship

یادداشت کاربرد

پاینده در شعر و ادبیات فارسی نیز بسیار به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط