انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
lasting
پاینده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پاینده
- ماندگار
- دیرپا
معنی و کاربرد
پاینده
adjective — صفتEnglish meaningEnduring or able to last for a long time.
ماندنی و دیرپا
They built a lasting friendship.
آنها دوستیای پاینده ساختند.
The treaty brought a lasting peace.
پیمان صلحی پاینده به ارمغان آورد.
هممعنیها (انگلیسی)
- enduring
- durable
- permanent
متضادها (انگلیسی)
- temporary
- fleeting
ترکیبهای رایج
- lasting peace
- a lasting friendship
یادداشت کاربرد
پاینده در شعر و ادبیات فارسی نیز بسیار به کار میرود.