انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
lasting
ماندگار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ماندگار
- پایدار
- ماندنی
معنی و کاربرد
ماندگار
adjective — صفتEnglish meaningEnduring or persisting for a long time.
پایدار و دیرپا
The book left a lasting impression.
کتاب تأثیری ماندگار بر جای گذاشت.
They built a lasting peace.
آنها صلحی پایدار ساختند.
هممعنیها (انگلیسی)
- durable
- enduring
متضادها (انگلیسی)
- transient
ترکیبهای رایج
- lasting impression
یادداشت کاربرد
ماندگار یعنی پایدار و ماندنی.