انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
leafless
بیرگ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیرگ
- بیبرگ
معنی و کاربرد
بیرگ
adjective — صفتEnglish meaningHaving no leaves; bare.
درختی که برگ ندارد
The leafless trees stood in the snow.
درختان بیرگ در برف ایستاده بودند.
Winter left the garden leafless.
زمستان باغ را بیبرگ کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- bare
- defoliated
متضادها (انگلیسی)
- leafy
ترکیبهای رایج
- leafless branches