پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

least

کمترین به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کمترین
  • حداقل

معنی و کاربرد

  1. کمترین

    adjective — صفت
    English meaning

    Smallest in size, amount, degree, or importance.

    به‌اندازهٔ حداقل

    • She has the least experience of all of us.

      او کمترین تجربه را میان همهٔ ما دارد.

    • Try to cause the least trouble.

      بکوش کمترین زحمت را ایجاد کنی.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • smallest
  • lowest
  • minimal
  • slightest

متضادها (انگلیسی)

  • most
  • greatest

ترکیب‌های رایج

  • at least
  • the least of my worries

واژه‌های مرتبط