انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
legislation
قانونگزاری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- قانونگزاری
- قانونگذاری
معنی و کاربرد
قانونگزاری
noun — اسمEnglish meaningThe making of laws; enacted laws collectively.
وضع قانون
Parliament passed new legislation.
مجلس قانونگزاری جدیدی تصویب کرد.
This legislation protects consumers.
این قانونگزاری از مصرفکنندگان حمایت میکند.
هممعنیها (انگلیسی)
- lawmaking
- enactment
ترکیبهای رایج
- pass legislation
- new legislation
یادداشت کاربرد
املای رایج امروز «قانونگذاری» است.