انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
legitimate
حلالزاده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- حلالزاده
- مشروع
معنی و کاربرد
حلالزاده
adjective — صفتEnglish meaningBorn of a lawful marriage; legitimate.
دربارهٔ فرزند
He is a legitimate child.
او فرزندی حلالزاده است.
The inheritance went to the legitimate son.
ارث به پسر حلالزاده رسید.
هممعنیها (انگلیسی)
- lawful
متضادها (انگلیسی)
- illegitimate
ترکیبهای رایج
- legitimate child
یادداشت کاربرد
حلالزاده به فرزند متولد از ازدواج مشروع گفته میشود.