انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
license
مجوز به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مجوز
- پروانه
معنی و کاربرد
مجوز
noun — اسمEnglish meaningAn official document giving permission to do or own something.
اجازه رسمی
He applied for a driving license.
او برای مجوز رانندگی درخواست داد.
The company obtained a license to operate.
شرکت مجوز فعالیت گرفت.
هممعنیها (انگلیسی)
- permit
- authorization
متضادها (انگلیسی)
- ban
- prohibition
ترکیبهای رایج
- driving license
- business license