پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

limit

حد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • حد
  • مرز
  • کرانه

معنی و کاربرد

  1. حد

    noun — اسم
    English meaning

    The greatest amount, extent, or degree allowed or possible.

    در مرز و اندازه

    • There is a limit to my patience.

      صبر من حدی دارد.

    • The speed limit is 60 km/h.

      حد مجاز سرعت 60 کیلومتر در ساعت است.

شکل‌های واژه

plural
limits

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • boundary
  • maximum
  • restriction

ترکیب‌های رایج

  • speed limit
  • to the limit
  • set a limit

واژه‌های مرتبط