پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

limpid

زلال به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • زلال
  • شفاف
  • صاف

معنی و کاربرد

  1. زلال

    adjective — صفت
    English meaning

    Completely clear and transparent.

    توصیف آب

    • The limpid stream ran over the stones.

      جوی زلال روی سنگ‌ها روان بود.

    • Her limpid eyes shone.

      چشمان زلال او می‌درخشید.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • clear
  • transparent

متضادها (انگلیسی)

  • murky

ترکیب‌های رایج

  • limpid water

واژه‌های مرتبط