انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
limpid
زلال به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- زلال
- شفاف
- صاف
معنی و کاربرد
زلال
adjective — صفتEnglish meaningCompletely clear and transparent.
توصیف آب
The limpid stream ran over the stones.
جوی زلال روی سنگها روان بود.
Her limpid eyes shone.
چشمان زلال او میدرخشید.
هممعنیها (انگلیسی)
- clear
- transparent
متضادها (انگلیسی)
- murky
ترکیبهای رایج
- limpid water