پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

linear

خطی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خطی
  • مستقیم
  • دست‌نویس

معنی و کاربرد

  1. خطی

    adjective — صفت
    English meaning

    Arranged in or extending along a straight line; also relating to handwriting.

    مربوط به خط یا نوشته دست‌نویس

    • The graph shows a linear trend.

      نمودار روندی خطی را نشان می‌دهد.

    • This is an old handwritten manuscript.

      این نسخه‌ای خطی و کهن است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • straight

متضادها (انگلیسی)

  • curved

واژه‌های مرتبط