انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
living being
جاندار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- جاندار
- موجود زنده
معنی و کاربرد
جاندار
noun — اسمEnglish meaningA creature that is alive; an animate being.
هر موجودی که جان دارد
Every living being needs water.
هر جاندار به آب نیاز دارد.
Plants are living beings too.
گیاهان هم جاندار هستند.
شکلهای واژه
- plural
- living beings
هممعنیها (انگلیسی)
- creature
- organism
متضادها (انگلیسی)
- inanimate
- lifeless
ترکیبهای رایج
- living being
- animate being