انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
lover
عاشق به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- عاشق
- دلباخته
- شیفته
معنی و کاربرد
عاشق
noun — اسمEnglish meaningA person who is in love with someone; a romantic partner.
کسی که به دیگری دل بسته است
He is a true lover of poetry.
او عاشقی راستین شعر است.
The lovers met in secret.
عاشقان پنهانی به هم رسیدند.
شکلهای واژه
- plural
- lovers
هممعنیها (انگلیسی)
- admirer
- devotee
- sweetheart
متضادها (انگلیسی)
- hater
ترکیبهای رایج
- lover of music
- star-crossed lovers
یادداشت کاربرد
عاشق در فارسی هم صفت است (دلبسته) و هم اسم (دلباخته).