انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
lover
دوستدار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دوستدار
- علاقهمند
- عاشق
معنی و کاربرد
دوستدار
noun — اسمEnglish meaningA person who likes or enjoys a particular thing very much.
کسی که به چیزی علاقهٔ زیاد دارد
He is a lover of classical music.
او دوستدار موسیقی کلاسیک است.
Nature lovers enjoy this park.
دوستداران طبیعت از این پارک لذت میبرند.
دوستدار
noun — اسمEnglish meaningA person in a romantic or sexual relationship with someone.
در معنای عاشق و دلباخته
She met her lover in secret.
او عاشقش را پنهانی ملاقات کرد.
They were lovers for many years.
آنها سالها عاشق یکدیگر بودند.
شکلهای واژه
- plural
- lovers
هممعنیها (انگلیسی)
- admirer
- enthusiast
- fan
متضادها (انگلیسی)
- hater
ترکیبهای رایج
- music lover
- animal lover
- nature lover
یادداشت کاربرد
دوستدار بیشتر به معنای علاقهمند و شیفته است و در معنای عاشق نیز به کار میرود.