انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
luminous
نورانی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نورانی
- درخشان
- روشن
معنی و کاربرد
نورانی
adjective — صفتEnglish meaningGiving off light; shining.
تابش و درخشش
The dial is luminous in the dark.
صفحه ساعت در تاریکی نورانی است.
She had a luminous face.
او چهره ای نورانی داشت.
هممعنیها (انگلیسی)
- glowing
- radiant
- bright
متضادها (انگلیسی)
- dark
- dim
ترکیبهای رایج
- luminous paint