انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
made
ساخته به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ساخته
- درستشده
- آفریده
معنی و کاربرد
ساخته
adjective — صفتEnglish meaningCreated, built, or produced; formed by combining parts.
چیزی که تولید یا ساخته شده است
The table is made of wood.
میز از چوب ساخته شده است.
She wore a hand-made dress.
او لباسی دستساخته پوشیده بود.
The cake is made with fresh eggs.
کیک با تخممرغ تازه درست شده است.
هممعنیها (انگلیسی)
- built
- created
- produced
متضادها (انگلیسی)
- destroyed
ترکیبهای رایج
- made of
- made in
- hand-made