انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
major
عمده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- عمده
- اصلی
- مهم
معنی و کاربرد
عمده
adjective — صفتEnglish meaningImportant, serious, or significant; chief in importance.
در اشاره به امر اصلی و مهم
Traffic is a major problem in the city.
ترافیک مشکلی عمده در شهر است.
She played a major role in the project.
او نقشی عمده در این پروژه داشت.
Cost is the major concern for buyers.
هزینه دلمشغولی اصلی خریداران است.
عمده
noun — اسمEnglish meaningThe main or greater part of something.
در معنای بخش اصلی
The bulk of the goods was exported.
عمدهٔ کالاها صادر شد.
Most of his income comes from farming.
عمدهٔ درآمد او از کشاورزی است.
هممعنیها (انگلیسی)
- main
- principal
- chief
متضادها (انگلیسی)
- minor
- secondary
ترکیبهای رایج
- major role
- major problem
- majority
یادداشت کاربرد
عمده هم صفت است و هم در ترکیب عمدهفروشی به معنی فروش کلی.
واژههای مرتبط
- principal
- main