پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

major

عمده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • عمده
  • اصلی
  • مهم

معنی و کاربرد

  1. عمده

    adjective — صفت
    English meaning

    Important, serious, or significant; chief in importance.

    در اشاره به امر اصلی و مهم

    • Traffic is a major problem in the city.

      ترافیک مشکلی عمده در شهر است.

    • She played a major role in the project.

      او نقشی عمده در این پروژه داشت.

    • Cost is the major concern for buyers.

      هزینه دل‌مشغولی اصلی خریداران است.

  2. عمده

    noun — اسم
    English meaning

    The main or greater part of something.

    در معنای بخش اصلی

    • The bulk of the goods was exported.

      عمدهٔ کالاها صادر شد.

    • Most of his income comes from farming.

      عمدهٔ درآمد او از کشاورزی است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • main
  • principal
  • chief

متضادها (انگلیسی)

  • minor
  • secondary

ترکیب‌های رایج

  • major role
  • major problem
  • majority

یادداشت کاربرد

عمده هم صفت است و هم در ترکیب عمده‌فروشی به معنی فروش کلی.

واژه‌های مرتبط