انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
makeup
آرایش به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- آرایش
- زیور
- چیدمان
معنی و کاربرد
آرایش
noun — اسمEnglish meaningCosmetics applied to the face; also arrangement.
مواد آرایشی صورت
She wears little makeup.
او آرایش کمی دارد.
He put on makeup for the show.
برای نمایش آرایش کرد.
The makeup was too bright.
آرایش بیش از حد روشن بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- cosmetics
- grooming
ترکیبهای رایج
- put on makeup
- makeup artist
یادداشت کاربرد
آرایش همچنین به معنای نظم و چیدمان به کار میرود.