پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

manifest

جلی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • جلی
  • آشکار
  • پیدا

معنی و کاربرد

  1. جلی

    adjective — صفت
    English meaning

    Clear, obvious, and easily seen or understood; evident to all.

    وصف چیزی که آشکار و نمایان است

    • His guilt was manifest to everyone.

      گناه او برای همه جلی بود.

    • The truth became manifest at last.

      سرانجام حقیقت آشکار شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • evident
  • obvious
  • apparent

متضادها (انگلیسی)

  • hidden
  • obscure

ترکیب‌های رایج

  • manifest error
  • manifest destiny

یادداشت کاربرد

جلی برابر آشکار و واضح است و بیشتر در متون رسمی به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط