انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
manifest
منجلی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- منجلی
- آشکار
معنی و کاربرد
منجلی
adjective — صفتEnglish meaningClear and obvious to the eye or mind; revealed.
آشکار و پدیدار
The truth became manifest.
حقیقت منجلی شد.
His joy was manifest to everyone.
شادی او برای همه منجلی بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- evident
- apparent
متضادها (انگلیسی)
- hidden
ترکیبهای رایج
- manifest destiny