انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
manifested
متجلی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- متجلی
- آشکار
- پدیدار
معنی و کاربرد
متجلی
adjective — صفتEnglish meaningMade visible or clearly apparent; manifested.
آشکار شده
The truth was manifested to all.
حقیقت برای همه متجلی شد.
Her talent was manifested early.
استعداد او زود متجلی شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- apparent
- evident
- revealed
متضادها (انگلیسی)
- hidden
یادداشت کاربرد
متجلی صفتی به معنای آشکار و پدیدار شده است.