انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
map
نقشه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نقشه
- نمودار
- طرح
معنی و کاربرد
نقشه
noun — اسمEnglish meaningA drawing or plan of an area showing its features.
دربارهٔ نمودار جغرافیایی یا طرح
We looked at the map to find the road.
برای یافتن جاده به نقشه نگاه کردیم.
He drew a map of the city.
او نقشهای از شهر کشید.
The map shows all the villages.
نقشه همهٔ روستاها را نشان میدهد.
شکلهای واژه
- plural
- maps
هممعنیها (انگلیسی)
- chart
- plan
- diagram
- atlas
ترکیبهای رایج
- road map
- draw a map
یادداشت کاربرد
نقشه هم به معنای نمودار جغرافیایی و هم طرح و برنامه است.
واژههای مرتبط
- chart
- plan