انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
master
سرور به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سرور
- ارباب
- خداوند
معنی و کاربرد
سرور
noun — اسمEnglish meaningA person who has control or authority over others; a lord.
صاحباختیار و بزرگ
The dog obeyed its master.
سگ از اربابش اطاعت کرد.
He is the master of the house.
او ارباب خانه است.
شکلهای واژه
- plural
- masters
هممعنیها (انگلیسی)
- lord
- ruler
- owner
متضادها (انگلیسی)
- servant
- slave
ترکیبهای رایج
- master of
- serve a master
یادداشت کاربرد
سرور در فارسی هم به معنای بزرگ و آقا و هم نام فنی رایانه (server) است.