پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

matching

همرنگ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • همرنگ
  • متناسب

معنی و کاربرد

  1. همرنگ

    adjective — صفت
    English meaning

    Having the same color; in harmony or agreement with something.

    دو چیز با رنگ یکسان

    • Her shoes are matching her dress.

      کفش‌هایش با لباسش هم‌رنگ است.

    • The curtains are matching the sofa.

      پرده‌ها با مبل هم‌رنگ‌اند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • color-matched
  • harmonious
  • coordinated

متضادها (انگلیسی)

  • mismatched

ترکیب‌های رایج

  • matching colors
  • matching set