انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
matrimony
تاهل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تاهل
- زناشویی
معنی و کاربرد
تاهل
noun — اسمEnglish meaningThe state of being married; marriage.
وضعیت متأهل بودن و زناشویی
His matrimony changed his life.
تاهل زندگیاش را دگرگون کرد.
They entered matrimony last spring.
بهار گذشته به تاهل رسیدند.
هممعنیها (انگلیسی)
- marriage
- wedlock
متضادها (انگلیسی)
- celibacy
ترکیبهای رایج
- holy matrimony