پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

mature

بالنده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بالنده
  • ورزیده
  • رسیده

معنی و کاربرد

  1. بالنده

    adjective — صفت
    English meaning

    Fully developed or grown; becoming mature.

    رشدیافته و رسیده

    • She is mature for her age.

      او برای سنش بالنده و پخته است.

    • The plant became mature.

      گیاه رسیده شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • grown
  • developed
  • ripe

متضادها (انگلیسی)

  • immature

ترکیب‌های رایج

  • mature mind

یادداشت کاربرد

بالنده یعنی رشدیافته و پخته.

واژه‌های مرتبط