انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
maturity
پختگی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پختگی
- بلوغ
- رسیدگی
معنی و کاربرد
پختگی
noun — اسمEnglish meaningThe state of being fully developed.
عمومی
He showed great maturity.
او پختگی بسیاری نشان داد.
The fruit reached maturity.
میوه به رسیدگی رسید.
هممعنیها (انگلیسی)
- ripeness
- adulthood
متضادها (انگلیسی)
- immaturity
ترکیبهای رایج
- emotional maturity