پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

mean

بدجنس به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بدجنس
  • پست
  • خبیث

معنی و کاربرد

  1. بدجنس

    adjective — صفت
    English meaning

    Unkind, spiteful, or unfair in behaviour toward others.

    کسی که با دیگران بدرفتاری می‌کند

    • It was mean of you to laugh at him.

      خنده‌ات به او کار بدجنسی بود.

    • She is mean to her little brother.

      او با برادر کوچکش بدجنس است.

  2. خسیس

    adjective — صفت
    English meaning

    Unwilling to give or share money; miserly.

    کسی که از خرج کردن پول دریغ می‌کند

    • He is too mean to buy a new coat.

      او آن‌قدر خسیس است که یک پالتوی نو نمی‌خرد.

    • Don't be so mean with your money.

      این‌قدر با پولت خسیس نباش.

شکل‌های واژه

comparative
meaner
superlative
meanest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • malicious
  • spiteful
  • nasty

متضادها (انگلیسی)

  • kind
  • generous

ترکیب‌های رایج

  • mean to someone
  • mean trick

یادداشت کاربرد

این کاربرد با فعل mean به معنای «معنی داشتن» متفاوت است.

واژه‌های مرتبط