انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
meanness
دونهمتی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دونهمتی
- فرومایگی
معنی و کاربرد
دونهمتی
noun — اسمEnglish meaningLack of high aspiration or noble resolve; meanness of spirit.
کوتاهی همت و فرومایگی
His meanness disappointed them.
دونهمتی او آنها را ناامید کرد.
She was ashamed of her meanness.
او از دونهمتی خود شرمنده بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- baseness
- cowardice
متضادها (انگلیسی)
- magnanimity