پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

mediation

میانجیگری به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • میانجیگری
  • وساطت

معنی و کاربرد

  1. میانجیگری

    noun — اسم
    English meaning

    The process of intervening to settle a dispute.

    پا درمیانی برای حل اختلاف

    • Their mediation ended the conflict.

      میانجیگری آن‌ها به منازعه پایان داد.

    • He offered his mediation.

      او میانجیگری خود را پیشنهاد کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • arbitration
  • intervention

واژه‌های مرتبط

  • mediate