پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

member

عضو به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • عضو
  • عضو تیم
  • اندام

معنی و کاربرد

  1. عضو

    noun — اسم
    English meaning

    A person belonging to a group, society, or team.

    عضویت در گروه

    • She is a member of the club.

      او عضو باشگاه است.

    • New members are always welcome.

      اعضای تازه همیشه پذیرفته می‌شوند.

    • He became a member last year.

      او سال گذشته عضو شد.

  2. اندام

    noun — اسم
    English meaning

    A part of the body with a particular function.

    بخشی از بدن

    • The heart is a vital member.

      قلب اندام حیاتی بدن است.

    • The injured member was treated at once.

      اندام آسیب‌دیده بیدرنگ درمان شد.

شکل‌های واژه

plural
members

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • associate
  • affiliate

متضادها (انگلیسی)

  • outsider

ترکیب‌های رایج

  • member of
  • founding member

واژه‌های مرتبط