انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
middle
وسط به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- وسط
- میانه
- مرکز
معنی و کاربرد
وسط
noun — اسمEnglish meaningThe central point or part of something.
نقطه یا بخش مرکزی چیزی
He sat in the middle of the room.
او در وسط اتاق نشست.
We met in the middle of the road.
ما در وسط جاده به هم رسیدیم.
هممعنیها (انگلیسی)
- center
- midst
- core
متضادها (انگلیسی)
- edge
- end
ترکیبهای رایج
- in the middle of