پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

middle

میانه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • میانه
  • وسط
  • متوسط

معنی و کاربرد

  1. میانه

    noun — اسم
    English meaning

    The central part or point; the point equally distant from extremes.

    مکان

    • Stand in the middle of the room.

      در میانهٔ اتاق بایست.

    • The middle of the road is dangerous.

      میانهٔ جاده خطرناک است.

  2. میانه‌رو

    adjective — صفت
    English meaning

    Avoiding extremes; average.

    ویژگی

    • He is a moderate person.

      او فردی میانه‌رو است.

    • Keep a middle course.

      راه میانه را در پیش بگیر.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • middle
  • center
  • moderate

متضادها (انگلیسی)

  • edge
  • extreme

ترکیب‌های رایج

  • middle of the road
  • moderate view

واژه‌های مرتبط

  • میانجی