انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
migration
مهاجرت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مهاجرت
- کوچ
معنی و کاربرد
مهاجرت
noun — اسمEnglish meaningMovement from one region or country to another, often to settle.
جابهجایی و کوچ به سرزمین دیگر
Migration to the cities increased.
مهاجرت به شهرها افزایش یافت.
Bird migration happens every autumn.
مهاجرت پرندگان هر پاییز رخ میدهد.
شکلهای واژه
- verb
- مهاجرت کردن
هممعنیها (انگلیسی)
- emigration
- movement
ترکیبهای رایج
- mass migration
- bird migration
یادداشت کاربرد
مهاجرت به جابهجایی و کوچ افراد یا جانداران گفته میشود.
واژههای مرتبط
- immigration