پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

military

نظامی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نظامی
  • ارتشی
  • سپاهی

معنی و کاربرد

  1. نظامی

    adjective — صفت
    English meaning

    Relating to soldiers, arms, or armed forces.

    مربوط به ارتش و سپاه

    • He served in the military for ten years.

      او ده سال در خدمت نظامی بود.

    • The military operation was successful.

      عملیات نظامی موفق بود.

  2. نظامی (فرد)

    noun — اسم
    English meaning

    A member of the armed forces; a soldier.

    فرد عضو ارتش

    • The soldiers were honored at the ceremony.

      نظامیان در مراسم مورد تقدیر قرار گرفتند.

    • Two soldiers guarded the gate.

      دو نظامی از دروازه نگهبانی می‌کردند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • armed
  • martial
  • soldierly

متضادها (انگلیسی)

  • civilian

ترکیب‌های رایج

  • military service
  • military coup

یادداشت کاربرد

نظامی هم صفت است و هم به معنای فرد ارتشی (سرباز) به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط