پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

minor

جزئی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • جزئی
  • کوچک
  • فرعی

معنی و کاربرد

  1. جزئی

    adjective — صفت
    English meaning

    Lesser in importance, size, or seriousness.

    کم‌اهمیت و کوچک

    • It was only a minor problem.

      این تنها یک مشکل جزئی بود.

    • He suffered minor injuries.

      او دچار آسیب‌های جزئی شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • small
  • slight
  • secondary

متضادها (انگلیسی)

  • major
  • serious

ترکیب‌های رایج

  • minor issue
  • minor injury