انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
mirror
آئینه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- آئینه
- آینه
معنی و کاربرد
آینه
noun — اسمEnglish meaningA surface, typically of glass, that reflects images.
برای دیدن تصویر خود
She looked at herself in the mirror.
او خود را در آینه نگاه کرد.
The lake was like a mirror.
دریاچه همچون آینه بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- looking glass
ترکیبهای رایج
- mirror image
- rear-view mirror
یادداشت کاربرد
«آئینه» صورت قدیمیتر «آینه» است.
واژههای مرتبط
- reflect