انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
misguided
گمراه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- گمراه
- منحرف
- راهگمشده
معنی و کاربرد
گمراه
adjective — صفتEnglish meaningHaving wrong or foolish beliefs or judgments.
He was a misguided young man.
او جوانی گمراه بود.
Their misguided plan failed.
نقشهٔ گمراهانهٔ آنها شکست خورد.
هممعنیها (انگلیسی)
- misled
- deluded
- wrong
متضادها (انگلیسی)
- enlightened
- well-guided
ترکیبهای رایج
- misguided attempt
- misguided belief
واژههای مرتبط
- misled