پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

mismatched

ناجور به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ناجور
  • نامتناسب
  • ناهمخوان

معنی و کاربرد

  1. ناجور

    adjective — صفت
    English meaning

    Not fitting or suitable; incongruous.

    عدم تناسب میان دو چیز

    • He wore mismatched socks.

      جوراب‌های ناجور پوشیده بود.

    • That furniture is mismatched.

      آن مبلمان ناجور است.

    • The colors are mismatched.

      رنگ‌ها ناجورند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • incongruous
  • unsuitable

متضادها (انگلیسی)

  • matching

ترکیب‌های رایج

  • mismatched pair

واژه‌های مرتبط

  • unsuitable