انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
mismatched
ناجور به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ناجور
- نامتناسب
- ناهمخوان
معنی و کاربرد
ناجور
adjective — صفتEnglish meaningNot fitting or suitable; incongruous.
عدم تناسب میان دو چیز
He wore mismatched socks.
جورابهای ناجور پوشیده بود.
That furniture is mismatched.
آن مبلمان ناجور است.
The colors are mismatched.
رنگها ناجورند.
هممعنیها (انگلیسی)
- incongruous
- unsuitable
متضادها (انگلیسی)
- matching
ترکیبهای رایج
- mismatched pair
واژههای مرتبط
- unsuitable