پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

misshapen

بدشکل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بدشکل
  • بدقواره
  • زشت
  • ناقص‌شکل

معنی و کاربرد

  1. بدشکل

    adjective — صفت
    English meaning

    Not having the normal or proper shape; deformed.

    در وصف شکل ناهنجار

    • The tree had a misshapen trunk.

      درخت تنه‌ای بدشکل داشت.

    • He picked a misshapen apple.

      او سیبی بدشکل چید.

  2. بدشکل

    adjective — صفت
    English meaning

    Ugly or unattractive in appearance.

    در معنای بدقواره

    • The old chair was misshapen and worn.

      صندلی کهنه بدقواره و فرسوده بود.

    • She rejected the misshapen pot.

      او آن کوزه بدشکل را رد کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • deformed
  • distorted
  • ugly

متضادها (انگلیسی)

  • well-shaped
  • shapely

ترکیب‌های رایج

  • misshapen body
  • misshapen fruit

واژه‌های مرتبط