پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

misshapen

بدهیکل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بدهیکل
  • بدشکل
  • بدترکیب

معنی و کاربرد

  1. بدهیکل

    adjective — صفت
    English meaning

    Badly formed or deformed in shape.

    شکل و قیافهٔ ناقص

    • The misshapen pot was thrown away.

      کوزهٔ بدهیکل را دور انداختند.

    • A misshapen tree grew by the wall.

      درختی بدهیکل کنار دیوار رویید.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • deformed
  • malformed
  • distorted

متضادها (انگلیسی)

  • well-formed
  • shapely

ترکیب‌های رایج

  • misshapen body

واژه‌های مرتبط