انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
misshapen
بدهیکل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بدهیکل
- بدشکل
- بدترکیب
معنی و کاربرد
بدهیکل
adjective — صفتEnglish meaningBadly formed or deformed in shape.
شکل و قیافهٔ ناقص
The misshapen pot was thrown away.
کوزهٔ بدهیکل را دور انداختند.
A misshapen tree grew by the wall.
درختی بدهیکل کنار دیوار رویید.
هممعنیها (انگلیسی)
- deformed
- malformed
- distorted
متضادها (انگلیسی)
- well-formed
- shapely
ترکیبهای رایج
- misshapen body
واژههای مرتبط
- deformed
- malformed