پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

missing

مفقود به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مفقود
  • گم‌شده
  • ناپدید

معنی و کاربرد

  1. مفقود

    adjective — صفت
    English meaning

    Not able to be found; lost or absent.

    در مورد افراد یا اشیای گم‌شده

    • The police are looking for the missing child.

      پلیس در جست‌وجوی کودک مفقود است.

    • One page of the book is missing.

      یک صفحه از کتاب گم شده است.

  2. مفقود

    adjective — صفت
    English meaning

    Not present where expected; lacking.

    در معنای نبودن چیزی

    • Several files are still missing.

      چند پرونده هنوز مفقود است.

    • The necessary papers are missing.

      کاغذهای لازم موجود نیست.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • lost
  • absent
  • vanished

متضادها (انگلیسی)

  • found
  • present

ترکیب‌های رایج

  • missing person
  • go missing

واژه‌های مرتبط

  • miss