پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

mixed

ممزوج به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ممزوج
  • آمیخته
  • مخلوط

معنی و کاربرد

  1. ممزوج

    adjective — صفت
    English meaning

    Combined or blended together so that the parts are united.

    با چیزی دیگر آمیخته شده

    • The drink is mixed with honey.

      این نوشیدنی با عسل ممزوج است.

    • His voice was mixed with joy and sorrow.

      صدایش با شادی و غم ممزوج بود.

    • The colors are mixed together.

      رنگ‌ها با هم آمیخته شده‌اند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • blended
  • combined
  • mingled

متضادها (انگلیسی)

  • separated
  • pure

ترکیب‌های رایج

  • mixed with
  • mixed emotions
  • mixed feelings

یادداشت کاربرد

ممزوج یعنی آمیخته با چیز دیگر.

واژه‌های مرتبط