پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

modest

محجوب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • محجوب
  • با حیا
  • کم‌رو

معنی و کاربرد

  1. محجوب

    adjective — صفت
    English meaning

    Unassuming in the estimation of one's abilities; shy and reserved.

    کم‌رو و باحیا

    • She was a modest girl who rarely spoke.

      او دختری محجوب بود که به‌ندرت سخن می‌گفت.

    • He is modest about his achievements.

      او درباره دستاوردهایش محجوب است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • humble
  • shy
  • reserved

متضادها (انگلیسی)

  • arrogant
  • boastful