پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

mold

قالب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • قالب
  • شکل
  • فرم

معنی و کاربرد

  1. قالب

    noun — اسم
    English meaning

    A hollow container used to give shape to soft or molten material as it hardens.

    ساختن اشیا و شکل‌دهی

    • Pour the plaster into the mold.

      گچ را در قالب بریز.

    • The cake was baked in a round mold.

      کیک در قالبی گرد پخته شد.

شکل‌های واژه

plural
molds

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • form
  • cast
  • die

ترکیب‌های رایج

  • cake mold
  • break the mold

یادداشت کاربرد

قالب هم به قالب فیزیکی و هم به الگو و شکل انتزاعی گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط

  • template