انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
mold
قالب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- قالب
- شکل
- فرم
معنی و کاربرد
قالب
noun — اسمEnglish meaningA hollow container used to give shape to soft or molten material as it hardens.
ساختن اشیا و شکلدهی
Pour the plaster into the mold.
گچ را در قالب بریز.
The cake was baked in a round mold.
کیک در قالبی گرد پخته شد.
شکلهای واژه
- plural
- molds
هممعنیها (انگلیسی)
- form
- cast
- die
ترکیبهای رایج
- cake mold
- break the mold
یادداشت کاربرد
قالب هم به قالب فیزیکی و هم به الگو و شکل انتزاعی گفته میشود.
واژههای مرتبط
- template