انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
molten
مذاب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مذاب
- گداخته
معنی و کاربرد
مذاب
adjective — صفتEnglish meaningLiquefied by heat; melted.
به سبب گرما ذوبشده
Molten iron flowed from the furnace.
آهن مذاب از کوره جاری شد.
The molten rock cooled slowly.
سنگ مذاب آهسته سرد شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- melted
- liquefied
متضادها (انگلیسی)
- solid
ترکیبهای رایج
- molten metal