پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

money

پول به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پول
  • وجه
  • نقد

معنی و کاربرد

  1. پول

    noun — اسم
    English meaning

    Coins and paper notes used to buy things.

    وسیله پرداخت و خرید

    • She earns good money at her job.

      او از کارش پول خوبی درمی‌آورد.

    • I don't have enough money for a car.

      من برای یک خودرو پول کافی ندارم.

    • He saves money every month.

      او هر ماه پول پس‌انداز می‌کند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • cash
  • currency
  • funds

ترکیب‌های رایج

  • make money
  • save money
  • paper money

واژه‌های مرتبط